Hut Sunrise – Hello from Kish Island

Hut Sunrise – Hello from Kish Island

Image by Hamed Saber
Kish Island,
Persian Gulf,
Iran

This photo is a gift for you, just for you 😉
I captured this lovely sunshine minutes ago, and planned to upload it asap, and now it’s yours 🙂

Hello from Kish!

Added to main page of flickr explore (interestingness) page of 21 September 2006.

190 Replies to “Hut Sunrise – Hello from Kish Island”

  1. age man baz aks nazadfam shaki nashin chera aks nemizania …de hamina ra mizarin adam mige be khodesh baba akasi ke bache bazi nist bezar ina ke inkaran aks bezaran to faghat bebin lezatesha bebar….. hala baz shomaha aksaye khafan bezarin mana depres konin 😉

  2. Congratulations! This image is currently one of Flickr’s most interesting photos for 21 September 2006. (It is on page one of the calendar view.) Would you please add it to the Interestingness pool? It would be a great addition!

  3. Saw your comments here: flickr.com/photos/sourosh/192657002/#comment7215759424841… Reminded me of minority fanatics who think every thing everybody do is for intimidation of Islam and Quran… I don’t quite understand what is bad about submitting a Quran picture to View 200 or 300 hundred group… how long you people are going to remain in idiocy and ignorance? BTW it’s HOT not HUT…

  4. So gorgeous! Thanks for this very beautiful gift, it’s wonderful to look at. 🙂 Please add your Beautiful photo to– flickr.com/groups/beauty_is_in_the_eye_of_the_beholder/

  5. Great colors! WINNER You are MY WINNER! Please add this photo to http://www.flickr.com/groups/mywinners/ Invited with invite scriptSeen in 1-2-3 faves (5 and more) (?)

  6. Thank you everybody for your kindness 🙂 @.Ashkan دوست كوچولوي نادان من، مدتي پيدات نبود، داشتم يواش يواش فراموش مي‌كردم كه توي فليكر دشمن دارم. ممنون كه يادآوري كردي مزخرفاتت در مورد كامنتم رو عكس سروش رو جواب نمي‌دم. فكر كنم بد نباشه سري به اين ديكشنري بزني، HUT فقط راجع به بلكه اين دفعه قبل از اظهار فضل كمي مغز ساينتيفيكت رو هم به كار بگيري شايد از آكبندي در بياد! بالاخره كسي كه تو امريكا زندگي مي‌كنه بهتره زبان انگليسيش هم بلد باشه راستي مي‌خواستم بلاكت كنم، اما توي توضيحاتش خوندم كه همه‌ي كامنتاي سرشار از محبتي كه برام نوشتي پاك مي‌شه. حيفم اومد. فعلاً وقتش رو ندارم، ايشالا سر موقعش يه كپي از همه‌ي كامنتات مي‌گيرم و بعد بلاكت مي‌كنم كه بري به همون جايي كه بهش تعلق داري

  7. I wouldn’t give a link to a dictionary that proves my critic’s point! genius… I think you should learn a little bit of Farsi as well: بالاخره كسي كه تو امريكا زندگي مي‌كنه بهتره زبان انگليسيش هم بلد باشه feel free to block my friend… but rememebr when you give harsh comments expect harsh ones!

  8. Again, thanks everybody 🙂 @khalijkhazar: Yes, You can check the map for this shot to see the exact location. @Please! Don’t Smile: Your animadversions are always welcome 🙂 @marliestiffany: You are welcome to my country 🙂 @jeffclow: Thanks a lot man, I don’t think so 😉 @armeen: Thank you @Somayeh T: No, this is exactly what you didn’t see tha day my love 😛 @thnkfst Thanks for your invitation 🙂 @HORIZON: Wish you were there, we passed some diving course successfully, and I really wished u were with us. About orientation, If you saw the rest of what I didn’t include in my cadre, you would be with me on portrait (vertical) orientation 😉 @k_soggie Thanks for your invitation 🙂 @3ven: Yes it’s yours 🙂 @I, Puzzled: Thanks for your invitation 🙂 @gwilmore: Just a sunset/sunshine professionalist can critisice in such a way 😉 @Mahi Teshneh: Thanks dear Soudeh, wish you have good time too 🙂 @Saleh Rozati: آقا شما كه كشتي ما رو، ببينم تو ولايت آلمان ديگه چوبي مونده كه تو كار ما نباشه؟ 😉

  9. اول باید از ارادت بگم که متاسفانه سو تفاهم نشه. و این که منتظر پاسخت با اون زبان گزنده ولی باهوش هستم.و اضافه کنم دوست می گوید و دشمن خواهد گفت. اول که باید بگم مرسی . چون این عکس باعث شد من حسابی برم و کتاب بخونم. و چون خوندم و نمی خوام سر سری ازش بگذرم چون می دونم که تو هم به عکاسی با دید سرسری نگاه نمی کنی. نمی دونم نظر تو راجع به عکاسی چیست و حدودش را تا کجا می دانی پس بگذار نوشته ام را با نظر خودم شروع کنم. به نظر من فاصله ای بس طولانی بین عکاسی و نقاشی وجود داره و عکاسی قابلیت هایی دارد که آن را حتا از نقاشی سر می کند. یکی از آن چیزها واقع گرایی ( به معنای واقعی ) است. به نظر من جالب نیست که بخواهیم این واقعیت را تحریف یا تبدیل کنیم تا صرفا تصویر بهتری دیده باشیم. شاید این قربانی کردن عکاسی باشد و شاید تلاشی برای به اثبات رساندن این که عکاسی هنر است. اگر تصویر زیبایی ببینیم اصلا اشکالی که ندارد ، هیچ ، خیلی هم خوب است اما اصلی ترین ویژگی عکاسی چه می شود؟ واقع گرایی؟ و این شاید هم قطار شدن با نقاشان مدرن باشد.( به قول کتابی که خواندم) من منکر تغییرو دستکاری عکس با نرم افزار های متعدد و روتوش و … نیستم اما سوالی دارم. این تغییرات تا کجا اجازه ی حضور دارند؟ تا جایی که به خودِ عکاسی هم ضربه بزنند؟ اگر منکر این ضربه به عکاسی شویم عکاسی را هم سنگ نقاشی کرده ایم . آن وقت کسی نیست به ما بگوید این اثری که روبروی شماست تابلو است یا عکسی است که با فلان دوربین گرفته شده است. البته نباید اشتباه شود . شاخه هایی از عکاسی هستند که بر عکس از واقعیت فرار می کنند ( عکاسی انتزاعی ) اما این نوع عکاسی هیچ گاه میلی به نقاشی نمی کند و باید بگویم که نقاشی قابلیت و انعطاف و خلاقیت این را در خود ندارد که پا به پای عکاسی انتزاعی راه بیاید. عکاسی هنر نیست و لازم نیست که باشد و اصلن فرقی هم نمی کند که باشد. عکاسی که فرم در آن نباشد به زودی خواهد مرد. عکس های اوژن آتژه را ببینید . عکس هایی هستند که دارای فرم اند و عکس هستند. این عکس ها هیچ وقت بکارت صبح های پاریس را کم رنگ نمی کند. اما در کنار دیدن این عکس ها مثلن به عکس های نصرالله کسرائیان ( خیلی براش احترام قائلم ) نگاه کنید که چطور اسیر تصویر بکر می ماند و به عکاسی هیچ توجهی نمی کند. قضاوت کنید.. کدام عکس گیرا تر ، مانده گار تر، دل چسب تر و عکس تر است؟ حامد ِ عزیز عکاسی ، عکاسی است،نه بیشتر و نه کمتر پی نوشت: 1.علیرضا خان ارادت ما نسبت به شما قلبی که چه عرض کنم ، عروقیه.موتوشکرم. 2. اساتیدی که از راه فیلتر کردن سایت ها نان می خورند هم خیال خودشان را راحت کردند و هم خیال ما را. هر چیزی که شامل فوتو باشد را از تیغ فیلتر گذرانیده اند. این لینک ها را هم به زحمت گیر آوردم. امیدوارم منظورم با این عکس ها بهتر برسد. http://www.atgetphotography.com/Photographers/Eugene-Atget.html http://www.geh.org/fm/atget/htmlsrc/ http://www.westongallery.com/atget.htm http://www.profotos.com/education/referencedesk/masters/masters/... http://www.gittermangallery.com/html/Detail.asp?WorkInvNum=45210... 3.این عکاس شخصیت خیلی جالبی داشته. شدیدن کم رو بوده و برای همین همیشه صبح زود رو برای عکاسی انتخاب می کرده . برای همین هم تو عکاس یا انسان نیست یا اگر هم باشه روسپی های خیابانی ان 4.بحث در مورد عکس و اینها هم بماند حضوری. 5.مخلصیم

  10. يا خود خدا! خشايار جان ما اينقدرا هم نمي‌ارزيديم كه شما اين همه وقت صرفمون كني راستش اول بگم كه عكاسي رو از روي حساب و قواعد بلد نيستم. هر چي بلدم يا حس شخصيمه، يا از همين قبيل انتقادها تو فليكر ياد گرفتم اين اسمي رو هم كه بردي، اولين باره كه ميشنوم، اگر لطف كني يه لينك از عكساش بدي ممنونت مي‌شم تا بهتر بفهم چي مي‌گي راجع به اينكه چقدر مي‌شه با عكس ور رفت، اول اينكه من شخصاً با اين نظر كه "حق نداري عكس رو اديت كني" شديدا مخالفم ايشالا تو برنامه افطار بيشتر راجع بهش حرف بزنيم اما اين كه چقدر مجازم اديت كنم، خوب اين رو كم كم با تجربه دارم ياد ميگيرم راستش نظر شخصيم اينه كه تا اونجايي مي‌تونم اديت كنم كه وقتي كسي مي‌بينه، احساس نكنه كار نقاشي يا غيرطبيعي يا حتا غير واقعيه مثلا تو كامنت يكي پاي همين عكس نوشته كه ستوريشن عكس زياده طرف خداي عكاسي از غروبه، پس مي‌فهمم كه بيخود نميگه دفعه بعد از ستوريشن كمتري استفاده ميكنم در اين حد انتقادت رو مي‌پذيرم، بيشتر از اينش رو بايد حضوري قانعم كني به هر حال ممنون لطف كردي جدا

  11. @VW noushin_n: Thank you dear Noushin 🙂 It’s so warm when I find that my amateur photographs are paid attention by a professional photographer. @alirezanajafian: اگه شما مهلت بدي و بذاري گاهي يكي دو تا جايزه باقي بمونه، حتما يه فكري براشون مي‌كنم 😉 @Please! Don’t Smile: آقا اولندش كاش به جاي ايديت كامنت قبليت يه كامنت جديد مي‌ذاشتي كه واسه من هم بوق مي‌زد و مي‌فهميدم. كاملاً اتفاقي ديدم كه تغيير كرده، آخه عموماً كامنت‌هاي قبلي رو نمي‌بينم راستش من خيلي بيغ‌تر از اين حرفايي هستم كه شما مي‌فرمايي، از لينك عكساي اين آقاي فرانسوي ممنون، اما كاش چند تا عكس از آقاي كسائيان هم نشونم ميدادي تا مقايسه كنم فعلا اجازه بده در عين حالي كه انتقادت به عكسم رو كاملا وارد ميدونم، يه موضوع ديگه رو پيش بكشم: راستش عكساي آقاي آتژه رو ديدم. معني فرم تو عكاسي رو نميدونم كه بتونم قضاوت كنم آيا به قول تو فرم دارن يا نه. اما به عنوان يه آدم عادي كه فكر مي‌كنه بلده چه جوري با چشماش از دنياي بيرونش لذت ببره، بايد بگم حالم ازشون به هم خورد آره، شايد تو گروه عكسهاي مستند بشه بهشون گفت عكس خوب، اما من شخصا تصورم اينه كه دارم عكس هنري مي‌گيرم نه مستند، و خوب الگوم هم بايد عكساي هنري باشه و نه مستند! آره، من اين عكس رو دوست دارم: اما اين چي؟ ميشه بگي اين عكس چي داره؟ ميخوام بدونم به جز اينكه يه عكاس مشهور اون رو گرفته، چه ارزش ديگه‌اي داره؟! وقتي بچه‌تر بودم و به آثار ادبي پست مدرن علاقه داشتم، بعضياش رو نمي‌فهميدم. اونقدر تو ادبيات پيش رفتم تا درك كنم چيزي رو كه درك نمي‌كردم. به چي رسيدم؟ به اينكه كاش مي‌تونستم هنوز مثل قديم، مثل يك بچه معصوم از ادبيات لذت ببرم، نه اينكه با رذالتي حساب شده ببينم چي رو كي نوشته، و براي اين كه ژست روشن فكريم جلوي ديگران حفظ بشه، شروع كنم به خزعبل بافي و تعريف و تمجيد راجع به نوشته‌هايي كه بيشتربه استفراغ يك رانده شده از انسانيت شبيه هستن تا يه متن ادبي. ميخوام ازت بخوام يه بار با نگاه حرفه‌ايت، و يه بار ديگه با چشمي باكره اين دو تا عكس رو با هم مقايسه كني: و اولي از آقاي آتژه، و دومي از فرشته، دوست مشتركمون مخصوصاً سعي نكردم يه عكس خيلي ناب و حرفه‌اي رو براي مقايسه با عكس آقاي آتژه انتخاب كنم، كه حرفه‌اي گري (يا حرفه‌اي بازي) بيشتر خودش رو نشون بده.

  12. گویا من باید از یک آدمی غیر از خودم دفاع کنم . این کار شبیه این است که روی لبه ی تیغ باله برقصم. اما: مطمئنن اشتباه تایپی بوده که گفتی حالت از آتژه به هم می خورد. شاید از عکس های او حالت بد شود اما از خودش دیگر چرا؟ باید دقت کرد که اثر هر صاحب اثری را در زمان خلق آن اثر بررسی کرد. اشاره ای کردی به ادبیات بگذار من هم مثالی ادبی بزنم. آثار شاملو را اگر بخواهیم بدون در نظر گرفتن زمان بررسی کنیم به نظرم او شاعر متوسطی است اما وقتی ببینیم او این موج را کِی راه انداخته آن وقت است که حیرت می کنیم. یا به قول برادرم به شعر زمستان اخوان ثالث نگاه کنید. زمان است که این شعر متوسط را اینقدر دوست داشتنی می کند. مثال ها از این امر زیاد است. ارسطو، افلاطون ، هیچکاک ، …. همه و همه در زمانی دست به خلق زده اند که می توانیم بدون تردید دست آوردهایشان را شاهکار بنامیم. در مورد پست مدرنیسم چیزی بگویم . زیبایی پست مدرنیسم و پیامدش همین است که انسان راجع به نظری که از دهانش هم می پرد تردید دارد. و این تردید و حیرانی را من می پسندم. حامد جان عکاسی در انزوا تر از این صحبت هاست که کسی تحت تاثیر مشهور بودن عکاسی نظری دهد. یا بخواهد تعصبی داشته باشد و اما نظرت راجع به عکس ها. در مورد عکس مجسمه اگر زمان را در نظر نگیریم با تو موافقم. اما او عکاسی بود که باید عکس می گرفت تا این چیزها بماند. او ابتدای راه عکاسی قدم گذاشت. او ابتدا باید نشان می داد تا من و شما بر سر ِ چگونه نشان دادن بحث کنیم. در ضمن این عکس ها به روش آلبومین چاپ شده اند و اکثرن دارای فیلم های شیشه ای بوده اند. این عکس ها کپی اند و مطمئنن هم بسیار بد کپی شده اند. کتابی از عکس های آتژه در دسترس دارم که اگر خواستی آن را امانتت می دهم. آن جا عکس ها چاپ قابل قبولی دارند. در مورد عکس گندم ها شما را ارجاع می دهم به زمان و کیفیت و چاپ در بالا. توضیحی اضافه می کنم. این عکس اشاره به معضلی در آن زمان در پاریس می کند و آن آفت هایی بود که گویا گندم ها را سیاه می کرده. این عکس قرار نبوده به زیبایی ِ عکس فرشته باشد این عکس باید چک می زده. در مورد عکاسی مستند و هنری: آیا یک عکس مستند نمی تواند هنری هم باشد؟؟؟ این عکس آتژه را ببین و نظر بده که آیا این نمی تواند هنری باشد و الگو؟ البته به تو حق می دهم که کمی نسبت به تعصب داشتن و یا نداشتن من نسبت به آتژه تردید داشته باشی. باید توضیح می دادم که از میان این همه عکاس چرا آتژه را مثال آوردم. من عکس های آتژه را دوست دارم ولی تعصبی هم روی او ندارم. حالا چرا آتژه؟؟ در زمانی که آتژه می زیسته گروهی که بیشتر هم آمریکایی بودند خواستند ثابت کنند که عکاسی هنر است و عکس را فقط باید در نمایشگاه نشان داد و کلن تصویر گرا بودند و کارشان تقلید از نقاشان ِ متوسطی بود . آن ها حتا نمی توانستند به هدفی که نقاشان دارند هم حتا نزدیک شوند. از تکنیک زیاد استفاده می کردند و …. غایت آرزویشان این بود که عکسی بگیرند که به تابلوی نقاشی شبیه باشد.در این زمان آتژه ی بی ادعا آمد و در زمانی که از میان سالی هم گذشته بود شروع به عکاسی کرد . عکاسی به معنای واقعی . و شد اوژن آتژه ی عکاس . شاید بدون آتژه عکاسی راه دیگری را می پیمود. دلیل این که نامی از آتژه آوردم این بود. در ضمن آتژه عکاس خوبی بود اما مشهور نیود . هنوز که هنوز است کمتر او را می شناسند. در مورد شوخی و کنایه ی شما در مورد پز روشنفکری و بچه گی و خزعبلات و … هم عبور می کنم. ولی در مورد ادبیات پست مدرن بگویم که من دوستش می دارم . دوست دارم در آن نفهمیدن هایم حیران شوم. و من حیرانی ِ پست مدرنیسم را دوست دارم. حامد عزیز انسان تا حیرت نکن نمی تواند اثری را خلق کند. و کسی حیرتش افزون تر بوده به مقامی عظیم تر رسیده چاکریم

  13. يك اولندش ديگه اينكه بادي آيكون جديد مبارك. البته نور روي دوربين به نظرم يه جوريه كه انگار مونتاژ شده مياد، شايد كمي اديت اينجا مجاز باشه تا طبيعي ترش كنه 😉 راجع به اشكال تايپي و به هم خوردن حال، اصلا و ابدا باهات موافق نيستم. هيچ اشكال تايپي در كار نبوده، صرفا يك اشكال اخلاقي بوده، و منظور واقعيم هم در اون لحظه عكس‌ها بوده و نه عكاس، حال اون كه الان از همون منظور هم شرمنده‌ام، چه رسد به اشتباه لبي در بيان موضوع. راجع به طعنه و كنايه و غيره و ذلك، كاش باور كني كه اشتباه مي‌كني. من مگر موقع دعوا، دكمه‌ي آتيش زبونم رو روشن نمي‌كنم. الان هم اينقدر از حرفات خوشحالم كه دوست دارم بغلت كنم و با تمام وجود ازت تشكر كنم، مطمئناً ذره اي هم قصد اقامه دعوا ندارم. پس لطف كن و اين بار به خاطر من باور كن كه هيچ كنايه‌اي در حرفهام با شما نيست. هر چه هست و نيست، ظاهره، توش كنكاش نكن لطفاً مثال‌هات رو نمي‌پذيرم، البته اونايي رو كه مي‌فهمم رو، بعضياش هم از حد شعور من خارجه. مثلاً زمستان اخوان رو دوست دارم، چون هميشه قشنگه. آثار هيچكاك رو هم دوست دارم و مي‌بينم، حال اون‌كه هيچ اطلاعي راجع به زمان و مكانش ندارم. ولي فيلم‌هاش رو دوست دارم. بله، شايد اگر بدونم، خيلي به نظرم قوي‌تر و ارزشمندتر بياد. اما همين الان هم بدون نياز به توضيح و نامه و پيوست و تاريخچه اونقدر قوي هستن كه آدم ازشون لذت ببره. اونقدر قوي هستن كه موندن و احتمالا تا اطلاع ثانوي هم خواهند موند! راجع به عكسهاي آتژه بحث كردن، به نظرم كار خيلي خوبي نباشه. چون پيش فرضهامون يكي نيست و سر عنب و انگور بحث مي‌كنيم. من هم اينجوري خيالم راحت‌تره كه همش مواظب انگشتام نباشم مبادا دوباره اهانتي رو تايپ كنن كه نه در شأن آتژه باشه و نه من. و اما درباره اصل موضوع. هنوز هم با اديت موافقم، مشروط به اينكه عكس خبري يا مستند نباشه. اما چون نمي‌دونم دقيقاً دليل مخالفتت چيه، ادامه نمي‌دم حرفم رو.

  14. OMG… I really miss my home 🙁 I miss the beautiful sunset :(( I miss walking on the warm sands… I miss cycling by the sea…………………….. I miss "my Island", where I used to live before coming to Aus. Thank you so much for putting this photo dear Hamed. It reminded me of my enjoyable moments.

  15. قربون شما از بابت تبریک برای بادی آیکون . من در مورد حسن نیت شما هم شک ندارم حامد خان. در مورد مثال ها هم ، من حاضرم چندین و چند مثال دیگر بزنم و مطمئنن اگر پیش فرضت بر قبول نکردن نباشد ، یکی از اونها رو قبول می کنی. در مورد اصل مطلب هم نمی دونم من کجا این قدر لخت گفتم که با ادیت مخالفم؟ من با تصویری مشکل دارم که از واقعیت به دور باشه ، شبیه نقاشی باشه. نمایشی باشه. حالا می تونه این عکس کوچکترین ادیتی هم نداشته باشه. امشب واقعن می خواستم پیش شما (افطاری )می بودم ارادت مندیم ، به قول اسدالله علم – با تمام قلب 🙂

  16. @Maryam A: I like Kish a lot, even I’m thinking of being there for at least one year… You are welcome Maryam, have you made a look to my other Kish photographs (Kish Set)? @Please! Don’t Smile: در مورد مثال، پيش فرضم هيچي نيست، اما نمي‌فهمم چي رو بايد قبول كنم؟ اگر منظورت اينه كه اعتراف كنم تو عكساي آتژه كار قشنگ هم هست، كه خوب اين رو خودم از اول گفتم. ديگه چي رو بايد قبول كنم؟ در مورد موضوع اديت و عكس و نقاشي، باهات بازم موافق نيستم. من از هر چيزي خوشم بياد، خوشم اومده! حالا مي‌خواد اين شرايط شما رو داشته باشه، مي‌خواد نداشته باشه. مي‌خواد عكس باشه، مي‌خواد نقاشي باشه. باز بزنم به صحراي كربلا ياد دعواي ادبا سر تعريف شعر افتادم بعضيا مي‌گن شعر نو شعر نيست، بعضيا مي‌گن هست، اما سپيد شعر نيست، بعضيا مي‌گن اينا شعر هستن، كاراي فردوسي شعر نيست و فقط نظمه… اما به نظر من وقتي قشنگه، ديگه چرا بايد به اين فكر كنم كه اسمش چيه؟ حالا عكس هم همينطور، هر جور دوست داري صداش كن، كافيه قشنگ باشه به نظر من. به نظر يكي ديگه كه يه هدف ديگه رو دنبال مي‌كنه، كافيه يه رسالتي رو دنبال كنه، يكي ديگه ميگه بايد آرامش بده، يكي مي‌گه بايد احساس يه لحظه رو منتقل كنه من متأسفانه از تئوري و دانش عكاسي عميقاً بي‌نصيبم، نمي‌دونم اينايي كه دارم قرقره مي‌كنم از نظر علم عكاسي هم صحيحه يا نه اما اصولا من از تفكري كه مي‌گن عكاسي يه علمه، خيلي خوشم نمياد جات هم عجيب سر ميز افطار خالي بود نمي‌دونستم تهراني نيستي، و الا تهديدت نمي‌كردم كه اگه نياي …. به قول اسدالله علم خداحافظ

  17. حامد من از این مناظره دارم کلی چیز یاد می گیرم. تو رو خدا اگه خستت کرده بگو ادامه ندم. در مورد مثال ها فقط لازمه اینکه قبول کنی که ایشون کارهای بزرگی کرده که خیلی عکاسی رو جلو انداخته. اصلن نمی خوام آدمی نشون داده بشم که خشکه و میگه فقط این مسیر ولاغیر. منم نظرم مثل توه. دقیقن . بدون کوچکترین عدم انطباقی. کافیه از یه چیز لذت ببرم. همین کافیه. البته بعد هم توش کنکاش می کنم. حالا می خواد هنر باشه یا نباشه. شهرام شبپره باشه یا ژیپینگ. اما حرف من شناخت ابزاره. اگه تو بگی من از عکاسی خوشم نمیاد و اصلن برام اهمیت نداره فقط می خوام یه چیز قشنگ ارائه بدم اون وقت حرفتو قبول می کنم. ببین تو اگر یه ماشین بی ام دابلیوی بسیار قیمتی بخری و ببریش تو مزرعه ازش کار بکشی و باهاش از کوه بالا بری و رو سقفش بری و …. در واقع هم به کارت رسیدی و هم لذتشو بردی ولی از ابزار درست استفاده نکردی . این کارو با یه تراکتور هم می تونستی انجام بدی. حرف من اینه که کارکرد عکاسی بیش از اینهاست. این نوع عکس به نفس عکاسی لطمه می زنه و عکاسی را از چیزی که هست و می تونه باشه دور می کنه. عباداتتون قبول. به قول اسدالله علم قربون شما

  18. اگه خسته شم كه دودر مي‌كنم، اجازه هم نمي‌گيرم 😛 در مورد مثال‌ها، من حداكثر مي‌تونم با توجه به اطلاعاتي كه دارم (از عكسايي كه ديدم) بگم آقاي آتژه چندتايي عكس جالب توجه داره، كه چندتا از اين چندتا خيلي خوب هستن! همين! اگر تو مي‌گي كارهاي بزرگي كرده و خيلي عكاسي رو جلو انداخته، خوب اينقدر شناخت دارم ازت كه بدونم چرند نمي‌گي، سر كار هم نمي‌ذاري. پس قبول مي‌كنم. اما اگه مي‌خواي خودم وجدان كنم، كه شرمنده. اصلاً حسش نيست برم تاريخ عكاسي رو مرور كنم. مثال تراكتور و بي‌ام‌و مفهومه، اما واضح‌تر بگو چرا اين عكس طلوع به اين مثال مرتبط مي‌شه؟ حساس شدم، چون همين چند وقت پيش مثال مشابهي راجع به موسيقي براي كسي زدم، و ازش خواستم به ساز اهانت نكنه. حالا خودم…؟ بيشتر بگو، اميدوارم قانع نشم البته 😉 به قول خودم، ممنون

  19. ا؟ این عکس طلوعه؟ چرا من فکر می کردم که غروبه؟ به نظرم بهتره در مورد آتژه حضوری حرف بزنیم. اینجوری روح اون عزیز ِ خجالتی هم تا اطلاع دومین در آرامش می مونه. در مورد تراکتور و بی ام دابلیو هم باید بگم که عکاسی نقش بی ام دابلیو رو بازی می کنه. یعنی اگه هدفت فقط ارائه ی یک اثر ِ زیبا باشه ، بدون توجه به ابزار ، ممکنه به هدفت تا حدودی و نه کامل برسی اما به ابزار ضرر زدی و این زیان رو کی باید جبران کنه؟ اصلی ترین کارکرد عکاسی واقعیته که این عکس واقعیت توش کم رنگه. یعنی دوربین عکاسی بیشتر شبیه بوم و رنگ شده تا دوربین باقی بمونه. تا خودش باشه. تا عکس باشه

  20. @Sepideh B.: Yes, it’s an early morning sunrise! My fault is bad title, I should write "sunrise" in title. Modified it after lots of misunderstandings 😉 @Plz…: خريت از خودمه كه فكر مي‌كردي غروبه، ببخشيد. ببين، من از گرفتن و به نمايش گذاشتن اين عكس چند تا هدف داشتم. اول اين كه از جايي كه هستم، يه عكس آپلود كنم كه سلامي باشه به رفقا. دوم اينكه به خارجيايي كه به آلبوم فليكر من سر مي‌زنن و دوست دارن از زيبايي‌هاي ايران عكس ببينن، عكس يه جاي جديد رو نشون بدم. بلكه جلب توريست هم بشه 😉 نمي‌دونم جنس اين عكس من كه از يه نصفه آلاچيق تو ساحل شرقي جزيره كيش گرفته شده چه تفاوت ماهوي داره با عكسايي كه مثلاً همين آتژه از گوشه و كنار پاريس گرفته؟ خوب كيشه و طلوع و غروبش. حتماً بايد از در و ديوار عكس بگيرم. وقتي هدف نشون دادن زيبايي يه منظره باشه، فكر كنم دوربين عكاسي بهترين ابزار براي اين كاره

  21. من نمی دونستم که تو برای جذب توریست عکس می گیری. من هم نگفتم از چی عکس بگیر و از چی نگیر. عکاس تویی و تو تشخیص می دی که از چی باید عکس گرفت. من حرف جدیدی در این مورد نمی تونم بزنم غیر از این که ازت خواهش کنم کامنت های قبلیه منو یک باره دیگه بخونی. مطمئن باش که غرضی هم نبوده .برای من که خیلی مفید بود. مرسی. شایدم تو درست می گی. گرچه درست و غلط نداریم

  22. Wow Breathtaking Image!! Nominee Congratulations! Your pic becomes nominee of "Shield Of Excellence" Please add this photo to Shield Of Excellence Group — Seen in a discussion of .Shield Of Excellence (Pics with Nominee Icon only). (?)

  23. This photo is challenging Close Encounters. from the pool of Highly Competitive – Flickr’s 100 Best – http://www.flickr.com/groups/best100only/. Vote me in!

  24. yeah…very similar images, but the defender is more strange, far more original from my point of view! and the E.T. effect is really here! so : noneof100#1

  25. good, fun challenge. i feel somehow that the redness suits the strange composition of the defender, whereas in this one it feels a little off. noneof100#2

  26. I agree with tangero, this is a fun challenge and both photos are on the same level. The deep red sunset works for me and hence you have my vote. oneof100#2

  27. Wow you have a great image here with great colour, very romantic. But I just feel the defenders has that and more with the inclusion of the person, it adds a lot to the story. Sorry noneof100#_3_

  28. I like both photos i find it hard to make a choice, but I’m going with the challenger because i can view it large size and it looks awesome oneof100#3

  29. this is gunna be a tight race! overall, I just like this one better than the defender. I think if I would have to choose to have either of thes on my wall, I would prefer this one, and actually because of it’s lack of human element, which is a rare preference in this group! Something about the light source in the defender’s shot looks a little unnatural, or too deliberate. Anway, I think both are really great shots, but this one edges out the defender’s for me just by a bit. oneof100#4

  30. I really, really hate to vote against your photo, Hamed. It is, needless to say, beautiful in so many ways, and shows the tremendous beauty of Iran at sunset. I’m voting with the defender because of the subject matter; it’s quite unique, and really makes the viewer wonder about what’s happening in the scene. Congratulations on a wonderful image, nevertheless. noneof100#4

  31. Both images are great shots, and both are very similar in many aspects. Choosing only one is not easy, but I have to go woth the defender because of its originality and composition. noneof100#5

  32. I’ve just removed my photo from HC group (seems admins are asleep yet 😉 ) Thank you all dear voters, and congratulations on the defender for winning the challenge. I’m learning more and more, and will try later again..

  33. “Hi, you are invited to post this lovely work to “ Oneness – Labyrinth" where it will count as three trophies towards your winning total. It gave me feelings of Love Joy and Beauty and deserves a place in the Labyrinth."

  34. Thanks everybody @seanbee: Thanks for invitation @shabahang_go: من جداً از اينكه خاطر شما رو آزردم عذر مي‌خوام شباهنگ جان. ايشالا دفعه‌ي بعد حتماً از شما اجازه مي‌گيرم و بعد از كيش عكس مي‌ندازم راستي احياناً شما نسبتي با اين داماد آقاي قرائتي كه توسط رئيس جمهور محبوب به رياست منطقه‌ي آزاد كيش رسيده نداري؟

  35. This one just pops!!!! Spectacular!!!! You are invited to post this image to "Spectacular Landscape, invitation only" http://www.flickr.com/groups/spectacular_landscapes/

  36. This is an amazing capture – it’s so surreal….you lucky person to be there for this. AMAZING…… >>>seen on 1-2-3 group Congratulations! Your photo has been nominated as "Superb Masterpiece" You are invited to add your wonderful picture to Superb Masterpiece Group Please read the Group Rules and tag your photo SuperbMasterpiece

  37. Hamed ,,, i love all your shots , great ideas great titles ,,, you are so lucky to have a very nice and beautiful areas in Iran ,, and i love your gathering i hope i can join you and visit these perfect areas in Iran ,,,, good luck

Leave a Reply